.jpg)
در اتاقی تاریک و نم گرفته،استادی که مدارج علم را پیموده اما به شادمانی درونی نرسیده است بیقرار در پی دست یافتن به آرامش است و چون آن را در چهارچوب دانش زمینی نیافته است روح خود را به شیطان، نیروی تاریک هستی،عرضه میکند.فاوست باعصیان بیمانند خود، انسان را با پرسشی پیچیده و مبهم روبه رو میسازد:سرکشی بر سنتها چه پیامدها و چه سرانجامی خواهد داشت؟ و در همین راستا،گوته،ادیب و اندیشمند آلمانی همچنان که فاوست را به هزارتوی رسیدن به پاسخ میکشاند خود پرسشهایی دیگر برآن میافزاید:آیا فاوست رستگاری خود را به ازای هیچ به اهریمن واگذار کرده است؟و یا چون ایوب تنها در آزمایشی الهی گرفتار شده تا آنچه دارد و نمییابد را بشناسد؟و فراتر ازهمه اینها آیا این فاوست است که به دامان پلیدی فرو افتاده یا اهریمن است که دیگربار همنشینی با بلندپایگان را برگزیده است،همانهایی که میپرسند "چرا"
یوهان ولفگانگ فون گوته، زاده ی 28 اوت 1749 و درگذشته ی 22 مارس 1832، شاعر، ادیب، نویسنده، نقاش، محقق، انسان شناس، فیلسوف و سیاستمدار آلمانی بود.یوهان ولفگانگ در کنار پدر و معلم خصوصی اش بسیاری از معلومات، از جمله زبان های لاتین، یونانی، فرانسوی، انگلیسی و عبری را فرا گرفت.او در سال 1765 تا 1768 در لایپزیگ به تحصیل حقوق پرداخت و در آنجا به اشعار کریستین فورشتگوت گلرت علاقه پیدا کرد. پس از سال 1768، گوته به زادگاهش بازگشت و مدتی را نیز در دارمشتات گذراند.