.jpg)
ویلیام بارت درد جاودانگی را «تغزّل
فلسفی شگرف» نامیده است. زبان فلسفه زبانی غامض، آکنده از اصطلاحات فنی و دیریاب.
اما پای تغزل که به میان میآید، شور و سرود و سرمستی سر بر میآورد. اونامونو برای
جلوهگرساختن این تغزل شگرف از واژگانی استفاده کرده است که همچون باران و شکوفههای
بهاران پر از طراوت است.
درد جاودانگی در اصل مبحث غامض فلسفی
است، ولی این مبحث غامض با همت طلبی از شکسپیر و دانته و میلتون و مولفان عهد جدید
و در آمیختن قول و غزل آنها با درد اشتیاقی که از سینهٔ شرحهشرحه از
فراق بر میخیزد، به یکی از شاعرانهترین و شکوهمندترین نوشتههای زمان ما تبدیل
شده است. بهاءالدین خرمشاهی هم به مدد دانش و بینش و قریحهٔ سرشار و با همت
طلبی از عطار و مولانا و خیام و سعدی و حافظ موفق شده است این «تغزل فلسفی شگرف»
را در زبان فارسی باز آفرینی کند.
صالح حسینی
این کتاب درباره میل به جاودانگی انسان
گوشت و خون دار (و نه انسان انتزاعی که در مباحث فیلسوفان و متکلمان وجود دارد)
است. اونامونو در این بحث مطرح میکند که نیازمند خدایی است که ضامن جاودانگی بشر
باشد؛ خدایی که بتوان بر او امید بست.
کتاب شامل ۱۲ فصل (۱۲ مقاله به هم پیوسته
از نظر محتوا) است که عناوین آن به ترتیب عبارتند از «انسانی که گوشت و خون دارد»،
«نخستین منزل»، «عطش جاودانگی»، «ماهیت کاتولیسیسم»، «بیچارگی عقل»، «ژرفنای بیپایان»،
«عشق، رنج، شفقت، تشخص یافتن»، «از خدا تا به خدا»، «ایمان، امید و خیرخواهی»، «دین،
اساطیر عالم بالا و بازگشت به خدا»، «شالوده عمل»، «دنکیشوت در تراژدی ــ کمدی
امروز اروپا». شرح زندگی و افکار اونامونو و همچنین چگونگی ترجمه این اثر، نیز
محتوای پیشگفتار مترجم بر این کتاب را تشکیل میدهد.