رمان «دختر آبان» اثر آزیتا خیری، روایتی از یک عشق است که در نقطهی اوج خود، با واقعیتی تلخ و ویرانگر روبرو میشود. داستان بر زندگی سرگرد شاهین و الهام بنا شده است؛ دو همسایهی قدیمی که در کوچهای، رو به پنجرههای یکدیگر بزرگ شدهاند و عشقشان به نقطهی وصال، یعنی شب خواستگاری، رسیده است. اما درست در همان شبی که شاهین با سبدی از گلهای ارکیده و رز به سوی خانهی محبوبش میرود، یک گزارش فوری، مسیر زندگی هر دو را برای همیشه تغییر میدهد.
نویسنده در این رمان، اتفاقات ناگهانی بسیاری خلق کرده است. او با خلق یک موقعیت درام و غم انگیز ، به بررسی در مسائل اجتماعی و خانوادگی میپردازد. شاهین به عنوان یک افسر پلیس، برای دستگیری یک دانشجو به اتهام پخش مواد مخدر اعزام میشود و در کمال ناباوری، با الهام روبرو میشود که کولهپشتیاش سنگین از کریستال شیشه است. این نقطهی عطف، داستان را از یک روایت عاشقانه به یک درام روانشناختی و اجتماعی پرکشش تبدیل میکند. کندوکاو شاهین پس از این حادثه، نه فقط یک بازجویی پلیسی، بلکه یک جستجوی شخصی برای فهمیدن چرایی این سقوط است.
در جمله مسائل دیگر کتاب، پرداختن به میراث و سرنوشت زنانی است که در سایهی یک جامعهی مردسالار، آرزوهایشان ناکام مانده است. نویسنده با اشاراتی شاعرانه به نسلهای گذشته، این پرسش را مطرح میکند که آیا الهام، تکرار سرنوشت زنان دیگری در خانوادهاش است؟ زنانی که رویاهایشان همچون «سنگ مزاری میان باغچهی خشک» مدفون شده است. این نگاه، به شخصیت الهام بسیار رمانتیک است چندانکه داستان را از یک خطای فردی فراتر میبرد. قلم آزیتا خیری، به خوبی توانسته آشفتگیهای درونی شخصیتها را با ریتمی تند به تصویر بکشد. خواننده در ذهن شاهین، صدای آژیر پلیس را میشنود، عرق سرد پیشانیاش را حس میکند و همراه با او، میان خاطرات شیرین گذشته و مصیبت حال، سرگردان میشود. نویسنده با پرداخت دقیق به جزئیات و خلق شخصیتهایی باورپذیر، مخاطب را تا انتهای این داستان پر از چالش، با خود همراه میکند.
«دختر آبان» برای علاقهمندان به رمانهای اجتماعی و عاشقانههای پرماجرا، اثری به یاد ماندنی خواهد بود. این کتاب، روایتی از عشق، وظیفه، و خیانت است و به این مسئله میپردازد که چگونه گذشتهی پنهان یک فرد میتواند در یک لحظه، آیندهی مشترک دو نفر را به تباهی بکشاند. این رمان، قصهی عشقی است که در آزمونی سخت، میان وفاداری و قانون، به چالش کشیده میشود.
0 نظر